* دریچه سیاست *
......> با پرچم اسلام بر افراط بتازیم <......
و کارگردانان آن دارای اندیشه هایی ۷۲ ملتی هستند ؛ اما با یک ویژگی ای به نامِ : کنیایی بودن ؛ که این ویژگی محکوم است به وحدت ! علاوه بر گروه های فشار ؛ احزاب و مراکزِ گفتگو ؛ قبیله ها نقش مهم و به عبارتی واقع بینانه تر نقش اصلی را در بافتِ سیاسی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی و فرهنگی کنیا بر عهده دارند. این وضعیت در اکثرِ کشورهای آفریقایی وجود دارد . ۴۲ قبیله در کنیا در صحنه ی بازی وجود دارند اما به طور معمول این قبیله ی "کیکویو" بوده که به عنوان بزرگ ترین قبیله کنیا بازی سیاست را در دست داشته . این قبیله با داشتن بیشترین جمعیت ؛ پیشگامِ مبارزاتِ مردمی در راه کسب استقلال بود که رهبری این مبارزات را "جومو کنیاتا" در عهده داشت که پس از استقلال ؛ نامِ اولین رئیس جمهور کنیا را برای خود به در قلب تاریخ به ثبت رساند . به طورِ کلی مابین قبایل کنیا اختلافِ چشم گیری عیان نیست و تنها قبایل "کیکویو" و "لئو" بر سر اقتدار سیاسی دچار رقابت شدید و اختلافاتی هستند ؛ مالکیت زمین و مراتع نیز از همین نوع اختلافات بوده است . به طور کل عادات و سنت های جامعه ی قبایل در کنیا متاثر از موازین اسلامی ست که از بین آنها می توان تععد زوجات ؛ ختنه پسران ؛ تقبیح ازدواج با خواهر همسر ؛ مادامی که همسر در قیدِ حیات است و یک سری مسائل و دستوراتِ دیگر . قبایل در کنیا دارای ویژگی های مختلفی هستند ؛ به طور مثال قبیله ی "کیکویو" دارای افراد شجاع ؛ سخاوتمند ولی منفعت طلبند با خلق و خویی اروپایی . و یا افرادِ قبیله ی "لئو" ؛ احساساتی ؛ ترسو ؛ تا حدودی خسیس ؛ تجدید گرا و متکبرند . و نیز قبیله ی ماسا ؛ به عنوان معروف ترین قبیله ای کنیا ؛ شجاع و مهماندوست هستند و به وفایِ به عهد شُهرِ اند و جنگجویانِ سنتی کنیا هستند که نقشی همانندِ قبایل عشایر در مسائل حفاظتیِ سنتی در ایران را بر عهده دارند . این ویژگی قبیله ای در کنیا باعث ثباتِ سیاسی و نقش قدرت با فاکتورِ اکثریت و نیز میزانِ نفوذ قدرت در حوزه ی حکومتی است که نشانگر سیستمِ دموکراسی همراه شده با سیستم گروه فشار است ؛ به عبارت بهتر { فشار از پایین ؛ چانه زنی از بالاست } که قبایل در جمهوری کنیا سعی می کند با این فرمولِ سیاسی ؛ کشور را اداره کنند . .......................................... رونوشت ۱ / منبِع کمکی : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه . رونوشت ۲ / " اینجا آفریقاست" ( بر روی کارکتر آبی رنگ می توانید کلیک کنید) متهم می کنند به این موضوع که برای چه با کشور های آمریکای مرکزی ؛ جنوبی و قاره ی آفریقا ارتباط های سیاسی و اقتصادی بر قرار کرده است و سود حاصل از این موضوع برای ایران چیست جز بدبختی مان که کار به جایی رسیده که باید با این کشور ها ارتباط داشته باشیم ؟ در علم روابط بین المل کشور ها ۳ دسته هستند ؛ دسته A / B و C . کشورهای هر دسته طبق قانون نانوشته ای با هم ارتباط تنگاتنگ دارند . ایران کشوری ست در حال توسعه با صنعتی رو به شکفایی و پیشرفتی متفاوت با سه دهه قبل ؛ حال این کشور بازاری می خواهد جهت ارائه محصولات خود ؛ رقابت در بازار های جهانی به سادگی بازی شطرنج نیست ! جابجایی مهره ها و مات کردن رقیب نیاز به صرف هزینه و گذر زمان دارد ؛ ؛ مسلماً محصولات ایرانی هر چقدر هم که دارای کیفیت باشند ؛ جایگزینی این محصولات در بازاهای کشورهای رقیبِ صاحب نام و صاحب صنعت کاریست بسیار مشکل ؛ آن هم در شرایطی که بازهای اروپایی فول و سیراب شده هستند . عدم توفیق برای راهیابی به بازهای اروپا دلیلی ست برای اینکه صادرات محصولاتمان ؛ صنعت و اقتصاد و ارتباطات سیاسی مان را تعطیل کنیم ؟ پاسخش روشن است ؛ خیر . بازارهای بسیار تشنه ی قاره آفریقا و آمریکا شاهراه نفوذ به قلب نظام رقابتی ست ؛ در دست گرفتن بازار اقتصادی یک کشور و نفوذ بر سیستم اقتصادی کشور های حتی کوچکی که هنوز تشنه هستند و تصرف بازاری در آنها صورت نگرفته مانند کومور ؛ جیبوتی ( که به نظر بنده از مهمترین کشورهای دنیا از نظر موقعیت اقتصادی و تجاری در هزاره جدید محسوب می شوند ) و یا کشورهای غیر پیشرفته ای چون ونزوئلا ؛ باعث کنترل سیستم اقتصادی آن کشورها خواهد شد ؛ که نتیجه ی این کنترل شاهرگ ها ؛ فشار سیاسی برای بدست آوردن خواسته های ایران در جوامع بین المللی و منطقه ای است . کشورهایی همچون زیمباوه ؛ اوگاندا ؛ کونگو ؛ کنیا ؛ برزیل ؛ ونزوئلا ؛ مالی و ... تماماً همچون آلمان ؛ سوئیس و حتی آمریکا و روسیه همگی دارای یک رأی در نظام بین الملل هستند ( اگر موضوع شورای امنیت را کنار بگذاریم ) . اینک دیپلماسی اقتصادی در دوره ی کنونی جهان سیاست معلولی را به وجود آورده به نام فشار سیاسی ! .......................................... رونوشت ۱ / بیان این مطلب از طرف نگارنده به هیچ عنوان به معنای چشم پوشی از ارتباط با کشور های توسعه یافته و بنام نیست و این یاداشت قصد مقایسه بین این دو مقوله را ندارد . رونوشت ۲ / هیچ گاه مقاله هایم را به زبان عامه ننوشته بودم ؛ تمایلی هم به این سبک ندارم ؛ چون نتیجه و هدف مقاله را به زیر صفر می رساند ؛ اما برای توجه و درک مطلب توسط آن دسته از مخاطبین عزیزی که اهل دیکته و انشای سیاسی نیستند لازم و ضروری بود . رونوشت ۳ / " اینجا آفریقاست" ( بر روی کارکتر آبی رنگ می توانید کلیک کنید) بالغ بر۳۲ میلیون نفر ؛ کشوری که هفتاد و سه درصد مردمش مسیحی نوزده درصد آنیمیست و شش درصد مسلمان را در خود جای داده که واقعیت از آمار ۳۰ درصد مسلمان روایت دارد. زبان رسمی شان انگلیسی و همچنین سواحیلی ست . امور سیاسی این سرزمین در چهار چوب نظام سیاسی رئیس جمهوری و دمکراسی قرار دارد که رئیس جمهور ، هم رهبر کشور و هم رهبر دولت است. قوه مجریه در اختیار دولت است. قوه قانون گذاری بین دولت و مجلس ملی کنیا تقسیم شدهاست. قوه قضائیه مستقل از مجریه و قانونگذاری است. پس از مستقل شدن ، کنیا ثبات سیاسی خود را در برابر تغییرات سیاسی بحرانهای کشورهای همسایه حفظ کرده است. با روی کار آمدن دمکراسی کنیاییها از آزادی بیشتری برخوردار شدند . اینجا آفریقاست ؛ سرزمینی که اگر برای بار اولین واردش شوید هیچگاه تشخیصسن مردم این سرزمین برایتان تا چندین روز ممکن نخواهد بود ؛ پوستی با ویژگی عدم پیری و چروک پذیری . مردم این سرزمین سیاه تماماً از داشتن نعمت "موی" بیش از ۲ تا ۳ سانت محرومند و گویی خداوند به مردمان این سرزمین صورت جوان را در ازای موهای بلند و زیبا هدیه داده ! زنان این سرزمین اکثراً دارای موهای مصنوعی بافته شده هستند ! خیابان های مملو از ماشین های ژاپنی و در رده ی بعد آلمانی ! اکثراً زنان در بیرون از خانه مشغول کارند و جمعیتی از مردان در خانه مشغول استراحت ! مردمی که هنوز تا اعماق دل هایشان انگلستان را می پرستند ؛ این پرستش تو را وا می دارد که چگونه این مردم عامل عقب ماندگی خود را می ستایند ؟ و بعد از اندکی تأمل به تنها جوابی که به سراغ ذهنت می آید صِحه می گذاری ... فرهنگ سازی ! و بعد تا اعماق جان تأسف می خوری که وزارت فرهنگ و سازمان میراث فرهنگی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ما از ابتدای انقلاب تا به حال به چه می اندیشند که مردم این دنیا هنوز نمی دانند ما از تبار عرب نیستیم و دینار در جیب هایمان وجود ندارد و اصفهان و تهران و شیراز داریم و به فارسی به تکلم می ایستیم ! ........................................ رونوشت ۱ / مطلب فوق ادامه دارد ... رونوشت ۲ / اینجا آفریقاست "بر روی کارکتر آبی رنگ کلیک کنید" و جناحی آن را سرلوحه ی حیات سیاسی خود و رقبای خود می نماییم و عدالت را در زنده نگه داشتن اندیشه ها می جوییم باید به یاد داشته باشیم که اندیشه ی مخالف ابتدا و انتهای رشد اندیشه ی خودمان در جریان برخورد اندیشه هاست ! زنده باد مخالف کم ترین سودش دادن حس بودن به افراد تهی از عقل است . ....................................... رونوشت ۱ / با طلب عف و پوزش فراون از خوانندگان محترم اعلام می دارم به علت رویش قارچ گونه ی تهی از عقل ها و ذکر نظرات سراسر توهین آمیز تا اطلاع ثانوی نظرات با تایید مدیریت وبلاگ "دریچه ی سیاست" نمایش داده می شود . رونوشت ۲ / نظرات شما همگی تایید خواهد شد جز فحش ها و بد و بیراه افرادی بی ریشه که خوانندگان عزیز و فهیم این وبلاگ را سیبل سرمستی خود قرار داده اند ! رونوشت ۳ / بر روی " پیام روز " در ستون سمت چپ وبلاگ کلیک کنید ! یعنی حیات،شهید یعنی حسین (ع) پسر علی (ع). آن زمانی که به دور از هرگونه حزب گرایی ، بازی های دنیای سیاست و اختلافات عقیدتی در سال روز صحنه ی عاشورا ، سراسر ایران لبیک یا حسین (ع) سر میداد و حسین (ع) آن فرزانۀ بزرگ ِ راه ایثار تک نقطه ی وحدت محور در جامعه ی ایرانی می شود هر ایرانی و با هرسلیفه ای در عالم سیاست و صحنه ی اجتماع از پیروان زرتشت و موسی و مسیح که به عشق کرامت ابوالفضل عباس (س) می گریند تا معشوقان محمد اعظم (ص) همه با چشمان اشک بار بدرقه کندده خون خدا به سوی جَد اعظمش محمد مصطفی (ص) بودند ، عده ای با هتک حرمت نوادۀ رسول خدا (ص) نه تنها به امام امت و عزاداران حسینی توهین نمودند بلکه "سست عنصری" را تنها نشانۀ شناسایی خود از سوی ملت همیشه بیدار ایران اسلامی معرفی نمودند و با سنگ بی دینی و فریب و غفلت خود دل تمام عزاداران را شکستند .آنها نمی دانند که اگر هر"اختلاف ِ سلیقه" و "نقدی" در میان مردم و حاکمیت جاری باشد مردم ایران زمین و دانشجویان سرافراز این سرزمین مقدس بر ائمه اطهار چشم نمی پوشند و تار و پود و مُراد زندگی خود را از هر نسلی که باشند با راه خون خدا و حفظ ارزش های انقلاب پیوند می دهند . در همین راستا "انجمن علمی - تخصصی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم" در پی حرمت شکنی آنانی که اشک خون را در عاشورای حسینی بر دیدگان ملت جاری ساختند این حادثۀ تلخ را شدیداً محکوم نموده و ملت و تمام جریانات سیاسی کشور را اعم از اصلاح طلب و اصول گرا را دعوت به حفظ آرامش و بازگشت به وحدت ، همبستگی و عمل به قانون اساسی می نماید و به نمایندگی از قشر دانشجو و نخبگان سیاسی دانشگاهی عمل به "بند بند ِ وصیت نامه امام راحل (ره) آن بزرگ معمار انقلاب را در کنار وحدت و برادری تنها راه برون رفت از فضای خاص ِ سیاسی این روزهای کشور می نماید و از همۀ دلسوزان صحنه ی سیاست ایران می خواهد که برای اعتلای کشور همچنان تلاش نموده و در چهارچوب قوانین مدنی و به دور از افراط و تفریط و رادیکالیزه شدن فضای جامعه فعالیت خود را در چهارچوب قوانین مدنی ادامه داده و امید را دوباره و بیش از پیش در ملت زنده کنند ، به امید اقتدار همیشگی ایران اسلامی . انجمن علمی - تخصصی علوم سیاسی ........................................ رونوشت / بیانیه ی فوق را می توانید در سایت های خبری نیز مشاهده نماید. حسین (ع) بیشتر از آنکه تشنه ی آب باشد تشنه ی لبیک بود ، اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند ! لبیک به سکوت روزی حرام و "در روزی بدتر از امروز" حلال ؟ آیا این چنین بود سیاست حسین ، پسر علی (ع) ؟ براستی که این سخن شریعتی پس پرده ای را به ما نشان می دهد که گویی زبانِ لال داشتن و گوشی ناشنوا خواستن باید تنها خواسته ی مان باشد ... .................................... رونوشت ۱ / سکوت یک روز جایز ، روز دیگر حرام ! رونوشت ۲ / بر روی " پیام روز " در ستون سمت چپ وبلاگ کلیک کنید ! نژاد ، عقیده و دین است . برابری و آزادی دو عنصر اصلی دموکراسی قلمداد شده است . لیبرالیسم بر حق فرد برای کسب ثروت و مالکیت نامحدود و اقتصاد بازاری و در نتیجه نابرابری تأکید می کند در حالی که نظریه ی برابری دموکراتیک چنین اصولی را مغایر با آزادی و برابری واقعی انسانها می داند . در بسیاری از نظام های سیاسی جهان اللخصوص در اروپای غربی در حال حاضر نظام های لیبرال - دموکراسی حاکم می باشد . حال این سؤال پیش می آید که آیا دموکراسی با لیبرالیسم سازگار است ؟ و آیا این همراهی ، همگونی و هم پوشانی دموکراسی و لیبرالیسم را نیز در پی دارد ؟ و یا اینکه این دو در تضاد با یکدیگرند ؟ اینک پاسخ با شماست ... ------------------------------ پی نوشت ۱ / نگارنده پاسخ این ابهام را از شما طلب می نماید . پی نوشت ۲ / نگارنده فعلآ هیچ نظر و قضاوتی را در باب این مسئله بیان ننموده است . پی نوشت ۳ / به بر روی " پیام روز " در ستون سمت چپ وبلاگ کلیک کنید ! مستقیم در تصمیم های مربوط به یک نظام اجتماعی شرکت دارند و یا می توانند شرکت داشته باشند . دموکراسی در سه بخش قابل تقسیم بندی معنایی می باشد : ۱- پهناوری دموکراسی : منظور سطح و تعداد افراد شرکت کننده در فرآیند تصمیم گیری است . ۲- ژرفای دموکراسی : بدین معنا که ژرفای دموکراسی زاییده کمال و کیفیت مشارکتی است که انجام می پذیرد . ۳- بُرد دموکراسی : انواع مسائلی که صدای مردم بر آن حاکم است و محدودیتهایی که بر قدرت این صدا تحمیل می شود بُرد دموکراسی را تعیین می کند . حال این پرسش جای طرح دارد که مشارکت مردم تا چه حد کامل و با معناست و به عبارتی ژرفای دموکراسی تا چه حد باشد کامل است و فاکتور تکامل گرداننده ی آن چیست؟ جامعه مدنی در زبان فارسی برابر کلمه انگلیسی " Civil Society " به کار می رود کلمه Civil از واژه لاتین Civis مشتق شده است که به معنای جامعه شهروندان به کار می رفت . از هم خانواده های کلمه ی فوق می توان به این معنا دست یافت که منظور از این کلمه ی مشتق شده نبردی است که میان افراد اجتماع صورت می گیرد و یا به معنای حقوق مدنی به قوانین مربوط به شهروندان یک کشور مربوط می شود . جامعه ی مدنی به عنوان جزء جدا ناپذیر نظام سیاسی دموکراسی مهمترین عامل در روند افزایش ژرفای دموکراسی است . پهنای دموکراسی با فاکتورهایی خاص قابل افزایش است ، فاکتورهایی نظیر : تشویق و تبلیغ و ... اما میزان اثر گذاری آن ممکن است سطحی باشد ، اما گسترش جامعه مدنی در نظام های سیاسی ای که با سیستم دموکراسی اداره می شوند می تواند فاکتور اصلی ژرفای دموکراسی باشد . به عبارتی ؛ جامعه مدنی می تواند عامل نفوذ آحاد مردم تا قلب سیستم و یا شاید تا مغز سیستم یک نظام سیاسی باشد . ------------------------------ پی نوشت ۱ / هر چه بُرد دموکراسی بیشتر ، دموکراسی کامل تر . پی نوشت ۲ / کمیت تشکیلات های جامعه مدنی مد نظر نبوده بلکه کیفیت آنها مورد توجه و اثرگذار است . پی نوشت ۳ / کمیت تشکیلات های جامعه مدنی اگر به سوی کیفیت مطلوب برود نتیجه ی بهتری در بر خواهد داشت . پی نوشت ۴ / بر روی " پیام روز " در ستون سمت چپ وبلاگ کلیک کنید ! در تمام مدت زمانی که بشر به قاعده ی علت و معلولی مکشوفات و مسائل گوناگون دست یافته و با عقل سلیم خود به پردازش اطلاعات در زنجیره مسائل مختلف دست زده است همواره هر معلولی علتی داشته و هر علتی معلولی را متولد ساخته است . قانون طبیعت به ما آموخته است که فی نفسه " قانون علی " به مسائل طبیعی ختم نمی شود ، بلکه علوم دیگر را نیز در پیکره ی زنجیروار خود محکوم به تبعیت نموده است . وقتی کودکی ، پدر و مادر خود را باور داشته باشد اما بارها با دروغ و نااهلی های والدین خود روبرو شود آیا از نظر روانی این انتظار نمی رود که روز به روز بر روی جریان آبی که به عنوان خوراک فکری کودکی که بزرگ و بالغ گردیده و از سوی پدر و مادر خود در حجمه ی اطلاع رسانی نادرست قرار می گیرد حال که به بلوغ رسیدن کودک دیروز مسیر انتخاب امروز او را روان تر می سازد قضاوت در مورد گذشته باطل گشته و با بی اعتمادی محض به پدر و مادر و و گذشته ی خود ، آینده را در پس لوای دستان { ناپدری و نامادری } خود که هیچ نفعی برای کودک دیروز ندارد جزء نشخوار کردن ظرفیت جوان امروز ببیند ؟ در چهارچوب مسائل امنیتی و استراتژیک در جنگ نرم ، رسانه میتواند نه تنها نقشی پررنگ داشته باشد بلکه به واقع تداعی کننده ی نقش " منبت کاری " را دارد که با ظرافت شیء زیر دست خود را طرح آرایی می کند و بعد از اتمام کاری پر تلاش ، هوشیارانه و البته زمان بر و علمی بیننده را به تحسین " منبت کار " وا می دارد . در جوامع معاصر مردم اساسأ از طریق رسانه ها ، بخصوص تلویزیون اطلاعات را کسب می کنند و عقیده سیاسی خود را شکل می دهند ، بنابر این مواضع سیاسی متضاد که به شکل احزاب و جریان های فکری مختلف متجلی می گردد ، برای اثرگذاری بر ذهن و اراده مردم از رسانه ها استفاده می کنند که ابزار اساسی آنها در ایجاد ارتباط " تاثیر و ترغیب است " حال مادامی که رسانه ها نسبتا مستقل از قدرت سیاسی باشند ، کنشگران سیاسی مجبورند با قواعد تکنولوژی و منافع رسانه ها کنار بیایند . در علم روانشناسی در هزاره سوم یک اصل وجود دارد که در بر گیرنده ی این نکته است که : پیام ها هر چه ساده و دو پهلوتر باشد مؤثرند ، زیرا اجازه اظهار وجود به انکار و احساسات مردم را می دهند . حال اگر تک رسانه ای بودن در کشوری به مثابه ایران وجود داشته باشد و خود را وابسته به قدرت سیاسی جریان سیاسی خاصی نماید به مرور زمان حیات عملی و سیاسی خود را در گلوگاه جریان فوق قرار داده که در صورت پایان عمر آن جریان و یا ضعف سیاسی جریان و حتی در صورت مورد عدم وثوق بودن آن جریان از نگاه مردم و ملت آن سرزمین پایان کار آن رسانه نیز خواهد بود و یا لااقل یحتمل پایان قدرت رسانه ی فوق خواهد بود. الگو و چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران { به عنوان چارت تشکیلاتی و قانون نحوه مدیریت کشور } به نگارنده و مخاطب های عام و خاص یاد آوری می کند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برابر قانون اساسی یک رسانه ملی بوده و تیریبونی برای کلیه ی جریان های فکری { در چهارچوب اصول نظام } می باشد . " رسانه ی ملی " اگر با مدیرت ناصحیح و با جهت گیری های خاص به تحریک مخالفان " عقیدتی - فکری " خود در داخل نظام سیاسی ای که همه ی تفکراتی را که در چهارچوب نظام می باشد ، که از منظر قانون اساسی مورد قبول بر می شمارد ، بپردازد و با تک روی ها و پایمال کردن حقوق { نه حداقل ها و نه حداکثر ها } بلکه به طور بد بینانه " نیمی از یک ملت " که جریان های فکری روبری رسانه را می پذیرند سبب تشدید تنش ها می گردد . حال نتایج عدم بی طرفی زمانی اوضاع را وخیم تر می گرداند که رسانه ی فوق یکی ازارکان و بازوان " حفظ امنیت ملی " نیز باشد . بی شک رسانه ی ملی به علت بعد تاثیرگذاری و وابستگی تمام به حاکمیت کشور رکنی از ارکان حافظان امنیت ملی { حفاظت نرم که بالقوه می تواند تحریک کننده و یا تشویق کننده به حفاظت سرد نیز گردد } می باشد ، پس موارد ذیل که بیان خواهد گردید خود عین " خطر آفرین بودن یک عنصر دفع خطر خواهد بود " { ذهن مخاطب را سوق می دهم به ارتشی که خود جزء جریان تحت امر حکومتی بود که اینک امر را به نهی تبدیل نموده است } ۱- نادیده گرفتن نیمی از " جمعیت فکری " کشور { با نگاهی بد بینانه } و محکوم کردن آنها به اقلیت بودن از سوی رسانه ملی . ۲- اصطکاک ایجاد کردن با جریان روبروی رسانه ملی با تحلیل منفی و به دور از واقعیت عملکرد جریان سیاسی خاص از گروههای در داخل نظام . ۳- توهین ، افتراء ، بازخواست غیر اصولی و نسبت دادن رهبران جریان فکری مقابل به گروههای منحرف خارج از نظام که باعث خشم مردم هم سو با جریان فوق می گردد . ۴- قضاوت نمودن و محکوم کردن جریان روبرو و یا فردی از افراد مؤثر آن جریان به دلایل واهی و بدون حضور نماینده آن فرد یا آن گروه سیاسی و دیکته نمودن قضاوت فوق به آحاد ملت . ۵- عدم پوشش و انعکاس واقعیت های و تفسیر به انکار حقایقی که مردم خود آنها را مشاهده کرده اند ، { چه درست و چه نادرست } که در دراز مدت باعث تضعیف و نابودی جایگاه و سلب اطمینان نسبت به تفاسیر و خبرهای " حتی درست و تفاسیر منطقی رسانه ی ملی " را به همراه دارد. ۶- عدم پوشش ضعف ها و عملکرد نامطلوب وبعضأ خطر آفرین جریان " همسوی رسانه ملی " که در کلیه امور اداره ی دولت و کشور نه تنها عدم ایمان به رسانه از سوی مردم را فراهم می نماید بلکه به از دست رفتن امتیازی مبنی بر گوش زد نمودن خطاهای جریان فوق و عدم بازنگری در اجرای بهتر تصمیمات کشوری که همانا نتیجه اش به بهبود شرایط حال و آینده کشور و مردم و نیز تثبیت جایگاه جریان فوق می گردد . ۷- عدم اطمینان به رسانه ی ملی می تواند به عدم اعتماد به حاکمیت ، حکومت و دولت از سوی مردم منجر گردد ، زیرا رسانه ی ملی تابلوی تیریبون حاکمیت را در دست دارد. در آخر ذکر این نکته ضروری به نظر می آید که عدم رعایت موارد فوق از سوی رسانه ملی بحران این روزهای کشور را که بزرگان و دلسوران نظام را در چگونگی حل آن به فکر فرو برده است را تشدید کرده و سیبل بحران ها را به سوی رسانه ی ملی و مدیران آن زوم خواهد نمود و بر گردن رکن اصلی خوراک فکری مردم انداخته و آن مجموعه را در دریای بی اعتمادی ملت غرق خواهد کرد و مردمی که این روزها به سبب گذشت زمان از آغاز پر برکت انقلاب اسلامی ایران تا به امروز به بلوغ رسیده اند و یا در حال رسیدن به بلوغ سیاسی می باشند ! نقش آن کودک بالغی را بازی خواهند کرد که با پس زدن پدر و مادر خود { رسانه ملی } به دامان ناپدری و نامادری خود که همانا { رسانه های بیگانه } هستند خواهد افتاد و هر حرف ناصحیح و ناروایی که تیشه به ریشه آن کودک خواهد زد را می پذیرند . و آنگاه است که امنیت خانه را به خاطر عدم مدیریت صحیح اهل خانه به مخاطره می اندازند ! ----------------------------- پی نوشت ۱ / رسانه چهارچوب سیاست است . پی نوشت ۲ / چهارچوب سیاست به منزله ی فضای سیاست است . پی نوشت ۳ / فضا به منزله ی دیکته نمودن اندیشه ای خاص به مردم نیست . پی نوشت ۴ / رسانه ها نمی توانند تعیین کننده ی محض مقاصد سیاسی مردم باشند ، اما عمده ای از این تعین و تکلیف را به صورت بالقوه بر دوش دارند . پی نوشت ۵ / بلوغ سیاسی مردم در نظام های دموکرات می تواند تعیین تکلیف را بر دوش احزاب و گروه های سیاسی بنشاند . پی نوشت ۶ / احزاب و گروه های سیاسی بدون رسانه فاقد قدرت تاثیر گذاری هستند . پی نوشت ۷ / رسانه یک قدرت است ، پس رسانه ملی برابر قانون اساسی از آن مردم است پس همه ملت از رسانه سهم دارند ، فلذا رسانه ی ملی وظیفه دارد حق آحاد مردم را از سهم خودشان به آنها اداء نماید . پی نوشت ۸ / پس یکی از علل مهم به خطر افتادن امنیت ملی ، رسانه ی ملی " می تواند " باشد . پی نوشت ۹ / از ۲۳ خرداد ۸۸ روند تحلیل " انجام فریضه ی الهی " مهندس ضرغامی و رسانه ملی ! نه تنها کار پیچیده ای گردیده بلکه گاهی اوقات از توان و ظرفیت تحلیل کارشناسان و صاحبان نظران نیز خارج می گردد . پی نوشت ۱۰ / به دومین نظرسنجی وبلاگ بدون احساسات و با عقلانیت پاسخ دهید ! در جهان در پی ارتقاء سطح آموزشی و تحصیلی خود در مراکز علمی و پژوهشی علی الخصوص در فضای دانشگاه های خود هستند و فارغ از هر گونه ایجاد تشنج در مراکز علمی خود ؛ برای بالا بردن سطح روحی دانشجویان و نخبگان جامعه ی خود تلاش می کنند و تمامی عناصر و بازو های اجرایی در سطح جامعه را در راستای رسیدن و افزایش کیفیت آموزشی در چهارچوب نظام تحصیلی - آموزشی در دانشگاه ها را بسیج می نمایند و تنها در پی برتری علمی خود بر سایر کشور های جهان هستند ؛ روند آموزشی در دانشگاه های سرزمین عزیزمان ایران همچنان با رکود خاک خورده ای در سکون به سر می برد . چهارشنبه شب گذشته در ۱۴شهریور ماه از رسانه ی ملی در قالب برنامه ی کوله پشتی که از شبکه ی سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید دکتر علی احمدی ریاست دانشگاه پیام نور میهمان تلویزیونی خانواده هایی بود که بسیاری از آنها افراد و فرزندانی با نام داشجو را در فضای خانه ی خود داشتند . دکتر علی احمدی که چندی پیش و در زمان آغاز به کار دولت نهم از سوی وزیر علوم تحقیقات و فناوری به ریاست دانشگاه پیام نور منصوب گردید ؛ سخنان ناامید کننده ای بر زبان آورد که جای تأمل بسیار را می طلبد . مهمترین بخش این گفتار تبلیغاتی که در جهت معرفی دانشگاه پیام نور و نیز نوع تفکر در سیاست گذاری سیستم آموزشی کشور بود ؛ تنها تأسف را برای نام مقدس دانشجو بر اذهان مردم ایران زمین تداعی نمود . دکتر علی احمدی بخشی از سخنان خود را این گونه بیان نمود : ما به شدت به این موضوع و اصل اعتقاد داریم که تا زمانی که سدی به نام کنکور وجود دارد و داوطلبان دانشگاه در کشور پشت این سد قرار می گیرند ؛ باید تنها در پی گسترش کمیت در دانشگاه باشیم و تا زمانی که این وضع ادامه دارد هیچ گاه به کیفیت آموزشی در دانشگاه ها نمی اندیشیم ؛ چرا که با وجود داوطلبان پشت دانشگاه پرداختن به موضوع کیفیت آموزشی لزومی ندارد ! البته باید این موضوع را ذکر نمود که ریاست دانشگاه پیام نور این سخنان را در راستای معرفی نوع سیاست گذاری در دانشگاه تحت تصدی خود بیان نموده است . اما در اینجا سؤال مهمی که به اذهان کاوش گر مردم علی الخصوص دانشجویان خطور می نماید این است که : با توجه به این موضوع که جناب دکتر علی احمدی از سوی شخص وزیر علوم برگزیده شده و با ذکر این نکته که ریاست حال حاضر دانشگاه پیام نور از مشاورین و دوستان نزدیک ریاست محترم جمهوری هستند و به احتمال زیاد انتصاب ریاست این دانشگاه به عنوان یکی از دانشگاه های مهم کشور که نقش بسیار تعیین کننده و مثبتی را در کاهش افراد پشت سد کنکور بازی می کند با نظر مستقیم رئیس جمهور محترم بوده است ؛ آیا نظر مسئولین کشور و دستگاه های آموزشی - پژوهشی و وزارت علوم ؛ تحقیقات و فناوری نیز هم سو با نظر ریاست دانشگاه پیام نور جناب دکتر علی احمدی می باشد ؟ این سخن و نوع سیاست رئیس دانشکاه پیام نور در حالی در جهت اطلاع رسانی به مردم اعلام گردید که روز سه شنبه ی هفته ی گذشته ؛ ۱۳ شهریور ماه در پی انتشار لیست اسامی پانصد دانشگاه برتر جهان ؛ هیچ نامی از هیچ کدام از دانشگاه ها و مراکز آموزشی کشور به چشم نمی خورد ! با توجه به این که همیشه و در تمام شرایط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به شدت حامی پیشرفت کیفی دانشگاه ها بوده اند و به کرار مسئولین ؛ دانشجویان و نخبگان کشور را به همت گماردن برای پیشرفت کیفی درحوزه های مختلف علمی تشویق و حمایت نموده اند و رئیس جمهور نیز حمایت خود را بارها از ارتقای علمی فرزندان ایران زمین اعلام نموده است ؛ نمی توان تمامی مسئولین کشوری را در این امر با نظر دکتر علی احمدی هم سو دانست ؛ اما چه ناامید کننده است که ریاست یک واحد دانشگاهی وسیع و مهمی که در آن دانشجویان کثیری به امید افزایش سطح علمی خود مشغول به تحصیل هستند ؛ این گونه توهم فکری خود را به دیگر واحدهای دانشگاهی سرایت می دهد . در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با مسئولین نظام آموزشی ؛ نخبگان و دانشجویان برتر کشور که در فضایی صمیمانه برگزار گردید ؛ ایشان خطاب به مسئولین و دانشجویان فرمودند : کاری نمایید که به چنان پیشرفت علمی ای برسید که در چند سال آینده دیگر کشورها و محققان خارجی برای پی بردن به برترین پیشرفت های علمی جهان که در دست شما خواهد بود ؛ مجبور شوند که به فراگیری زبان فارسی روی آورند . آیا این سخن و دید وسیع مقام معظم رهبری منافاتی با سیاست جاری در اذهان مسئولین دانشگاه پیام نور و بسیاری دیگر از مسئولین دستگاه های آموزشی کشور ندارد ؟ لازم به یاد آوری است که کشورمان در پی برنامه ریزی های کلان بلند مدت خود و تلاش برای پیگیری و رسیدن به اهداف سند چشم انداز بیست ساله ی نظام که بر مبنای تبدیل شدن ایران به قدرت منطقه ای و فرا منطقه ای و هموار کردن جاده ی پیشرفت در پی رسیدن به جمع قدرت های جهانی تنظیم شده است ؛ با این گونه سیاست ها قابلیت اجرا پیدا می نماید ؟ این همان سؤالی است که جواب آن سهل و آسان می باشد ... ادامه ی روند عدم توجه به کیفیت آموزشی در کشور تنها چیزی که برای ما در آینده به یادگار می گذارد ؛ تحصیل کرده های جوان ؛ کم بهره از منظر علمی و شاید بی سواد می باشد که مسلما سکان هدایت این کشتی تشنه پیشرفت در دستان همان تحصیل کرده های از نظر علمی کم توان ؛ قرار خواهد گرفت . چه اسف ناک و درد آور است که برای رسیدن به پرتگاه این چنین شتاب کرده ایم ... ! هدف های خاص خود را می طلبد . وجود دایره های متحد المرکز دستگاه دیپلماسی هر کشوری به نوع تفکرات حاکم بر آن سرزمین بستگی دارد . چگونگی وجود و پیدایش یک حکومت ؛ علت حکم رانی و انگیزه های دولت برای استقرار در یک سرزمین ؛ پایبندی های فکری و ایدئولوژیک ؛ نگاه خاص به جهان از روی اعتقادات و ویژگی هایی از این حیص همگی از عوامل و علل نوع نگاه به ایجاد روابط خارجی یک کشور با دیگر دول می باشد که باعث گسست پیوندهای سیاسی و اقتصادی یک کشور با دیگر واحدهای سیاسی را سبب می گردد و نیز بلعکس به ایجاد یک رابطه ی پایدار و محکم در روابط دیپلماتیک یک کشور با دیگر کشورها را سبب می گردد . نوع نگاه یک کشور به بنیان های پایه گذار خود و نیز نگاه شخصی و اعتقادات فکری افراد دستگاه های سیاست خارجی باعث ایجاد الگوهایی می شود که نقشه هدایتی یک کشور برای رابطه های سیاسی با دیگر دولت ها را طراحی می کند و الگوی حرکت در روابط خارجی یک کشور از روی همان نقشه ی از پیش طراحی شده ایی خواهد بود که درستی و نادرستی آن را تنها زمان مشخص می کند ! این قاعده برای تمام کشورهای جهان اجتناب ناپذیر است ؛ که جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست . عدم انسجام سیاست خارجی ایران نشأت گرفته از درون می باشد . نوع پراکندگی و عدم هماهنگی اهداف کلی و بنیادین جمهوری اسلامی ایران و در تقابل قرار گرفتن هر یک از اهداف پایه ایی و اصلی ایران باعث لرزش در پایه های نگاه دیگر کشورها به این سرزمین گربه ای شکل شده است . طبق نظریه ی دکتر سریع القلم نظریه پرداز سیاسی و استاد دانشگاه ؛ اهداف اصلی و کلان جمهوری اسلامی ایران را می توان به سه دسته تقسیم نمود : ۱- رشد و توسعه ی اقتصادی ؛ حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ۲- دفاع از مسلمانان و نهضت های آزادی بخش و تعارض با اسرائیل و غرب ۳- استقرار یک جامعه ی اسلامی بر اساس مبانی شیعی برای توضیح این سه اصل باید به این نکات توجه نمود که در هدف اول که نشأت گرفته از ذات دولت ملی بوده در تمام کشورهای دنیا وجود دارد و به محض تأسیس و تشکیل یک واحد سیاسی ( دولت ملی ) به صورت فطری به دنبال رشد و توسعه اقتصادی و حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت خود می باشد . در اصل دوم اهداف کشورمان که نشأت گرفته از ذات ایدئولوژیک می باشد ؛ این توضیح ضروری به نظر می آید که نوع نگاه هر کشور انقلابی در راستای اهداف ایدئولوژیکی تنظیم می شود . اصل صدور انقلاب ؛ برای مردان حکومت ایران زمین اصلی غیر قابل انکار است که این نیز ریشه در ویژگی های دولت های ایدئوژیک دارد . اصل سوم اهداف ایران ؛ پایه گذاری شده در انسجام اسلامی بر مبنای دینی - شیعی است . سه هدف از سه جنس مختلف زمینه را برای عدم ثبات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را محیا می کند ! عدم هماهنگی اهداف در نظام سیاست خارجی این نوع کشورها سیستم دایره ای را برای هر کشوری از این سنخ به ارمغان می آورد . عدم تجانس اهداف یک کشور باعث عدم ائتلاف دیگر دولت ها با کشور مذکور می شود ؛ زیرا اهدافی از قبیل صدور انقلاب و ایجاد جامعه ی دینی واحد بر مبنای شیعی ستون اقتدار دیگر کشورها را از پایه ویران می نماید . در هدف اول جمهوری اسلامی ایران ؛ یعنی حفظ تمامیت ارضی یک عرف جهانی است و هدف اولیه ی تمام کشورها می باشد و این نوع اهداف هیچ گاه تعارضی با استقلال دیگر کشورها ایجاد نخواهد کرد . اما در هدف دوم یعنی دفاع از مسلمانان و نهضتهای آزادی بخش به معنای دفاع از یک پنجم جمعیت کره زمین خواهد بود . این هدف ؛ هدفی است دست یافتنی اما امکانات فراوانی را می طلبد ؛ امکاناتی از قبیل : قدرت اقتصادی بالا ؛ توان نظامی گسترده ؛ فرهنگ عمومی نهادینه شده ؛ وضعیت ژئوپلتیکی منحصر به فرد ؛ مدیریت قوی ؛ قدرت بازدارندگی ؛ پذیرفته شدن اهداف در اذهان عمومی ؛ جمعیتی تحصیل کرده و با عمق نگاه ژرف ؛ تولید منحصر به فرد ؛ اجماع نظر نخبگان ؛ منابع فراوان انرژی و ... ورود به حیطه هدف دوم آغازگر تنش گرایی بین دول خارجی و کشور ایران است . هدف سوم نیز پای را در داخل دایره ی تعارضات گذاشتن است ؛ نه اینکه این اصل غیر قابل قبول باشد بلکه حتی اصلی نو و جالب و سازنده است که باعث افزایش قدرت و تبدیل ایران به قدرت برتر اسلامی را موجب می شود ( در صورت تحقق ) اما در فضای حاکم بر دنیای کنونی که کشورهای مسلمان نشین دارای حاکمیتی غیر دموکراتیک و تحت سلطه ی نظام های اقتدارگرا و سلطنتی اداره می شود زمینه های تضاد را ایجاد می نماید ؛ زیرا پذیرش اصل سوم اهداف ایران از سوی دیگر کشورها به معنی نابودی حکومت آنها و از پایه ویران کردن ثبات حکومتیشان به دست خودشان است ! اگر تعارضات و مسائل و مشکلات کشورهای اسلامی در یک هماهنگی و اتحاد حل شود ؛ حجم وسیعی از یک قدرت و توان بین المللی را به وجود خواهد آورد که قدرت برتر را نصیب دنیای اسلام می نماید . اما اختلافات فراوان و عدم ثبات سیاسی ؛ فکری و منزوی بودن کشورهای اسلامی به جز ایران ؛ اختلافات شدید سیاسی و وابستگی های شدید و تهی بودن توان عقلانیت سیاسی کشورهای اسلامی-عربی ( غیر از جمهوری اسلامی ایران ) زمینه های تحقق اهداف جمهوری اسلامی را پدید نخواهد آورد . حال ؛ افزایش امکانات و قدرت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به اهداف طراحی شده و یا تغییر اهداف کلان و ایجاد هدف های غیر متقابل و تنش زدا ؛ کدام یک را باید برگزید ؟ و یا شاید هم طی نمودن همین مسیر طی شده و هم پیمان شدن با وزنه های بی وزن ؟ این سوال را شما پاسخ دهید ... در عصر حاضری که در پی گذر از آن هستیم ؛ تفکرات نقش تعیین کننده ای برای ساختار دادن به چهارچوب روابط بین الملل را بازی می کند در تمام نقاط دنیا ؛ کشور های کوچک و بزرگ در پی تداوم بخشیدن به قدرت خود هستند و نگاهی عمیق نیز به افزایش آن دارند . تداوم قدرت و افزایش آن میزان نقطه ی نفوذ هر کشوری را در عرصه ی سیاست بین الملل مشخص می کند . افزایش و گسترش قدرت هر نظام سیاسی ؛ افزایش منافع ملی درون مرزی و برون مرزی را برای هر کشوری به ارمغان خواهد آورد ضریب نفوذ کشورها در تمام دنیا و فارغ از منطقه جغرافیایی آنها به عوامل متعددی بستگی دارد . یکی از مهمترین این عوامل ایجاد رابطه پایدار با کشورهای دارای قدرت منطقه ایی و جهانی است این امر برای کشورمان ایران نیز غیر قابل اجتناب است نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پی تغییر دولت در تابستان ۸۴ و جابجایی اصلاح طلبان با اصول گرایان در کاخ سعدآباد باعث شد روندی جدیدی را برای دستگاه دیپلماسی ایران دیکته نماید گرچه به ظاهر در گفتار مردان سیاست دستگاه های اجرایی کشورعدم تغییر روابط سیاسی ایران با دیگر کشورها را مشاهده می نماییم اما ایجاد نقشه ی جدید دیپلماسی برای کشور به عینه برای همگان قابل لمس و مشاهده است متاسفانه در دستگاه سیاست خارجی ایران اخیر یعنی دولت های سازندگی - اصلاحات و عدالت ) بده و امتیاز بگیر تفکر و نگاه در سیاست خارجی دولت نهم واضع تر به نظر می رسد میزان قدرت یک کشور طبق شرایط بین المللی ؛ زمانی مشخص می گردد که فاکتور امتیاز نده و امتیاز بگیر نگه داشته می شود و قابلیت اجرای آن زمانی فرا خواهد رسید که قدرت کشوری در پی پس لرزهای تصمیمات خود و بحران های بین المللی از پایه ویران نشود وجود قدرت های همراه و متحد بدون شک ضامن افزایش کفه ترازو به نفع هر نظام سیاسی می گردد در دوره ی دولت نهم سیستم نگرش دستگاه دیپلماسی کشورمان به سرعت و با شتاب فراوان به سمت گسترش می باشد افزایش روابط صمیمانه ؛ محکم و پایدار با کشورهایی همچون اتیوپی و حتی سوریه نظام رئالیسم جهانی ندارند دیگر کشورهای سلطه طلب می باشد ؛ موقعیت عدم تحرک ایجاد کرده است در فضایی که کشور سوریه در جملات رسمی ریئس جمهور خود پس از پیروزی مجدد در انتخابات دوره ی جدید ریاست جمهوری ( در فضایی تک رقابتی ) ادعا می نماید که سوریه قدرت منطقه ای است و دیگر کشورها موظف و مجبور به احترام به این کشور هستند و سوریه باید به دنبال گرفتن حق خود از فضای حاکم سیاست جهانی و افزایش قدرت خود باشد ؛ آیا فضا برای قدرت مانور قدرت منطقه ایی ایران تنگ تر نخواهد شد ؟!؟ کشوری مانند سوریه که ایران در تفکرات استراتژیک منطقه ای خود دلیل رابطه پایدار با این کشور را زمینه ای برای افزایش قدرت منطقه ای خود می داند اینک خواهان پرچم داری قدرت در سطح منطقه می باشد سنگینی کفه ترازوی یک کشور در اثر گذاری در معادلات بین الملی علاوه بر عوامل اقتصادی به ایجاد رابطه ی درست با کشورهای دارای ظرفیت سیاسی بالا بستگی دارد . با کشورهای سنگین وزن ؛ رشد و توسعه اقتصادی را در پی ایجاد فضای اقتصادی هم سو برای کشور فوق به ارمغان می آورد اما باید این را نیز در نظر گرفت و به آن فکر نمود که ونزوئلای دوست ؛ ثمره ای را که با خود به ارمغان آورده چیست ؟ آیا خدشه دار کردن روابط ایران با آلمان قدرت اقتصادی اروپا ؛ فرانسه ی قدرت سیاسی اروپا ؛ ایتالیای قدرت فرهنگی اروپا قول جدید جهانی و قدرت حق وتو شورای امنیت و آفریقای جنوبی ؛ قدرت صنعتی و اقتصادی قاره ی سیاه به تمام روابط پایدار و محکم کشورمان با ونزوئلای قدرت بی قدرت جهانی ؛ کوبای قدرت جنگ طلبی و کمونیستی و سوریه ی تشنه ی قدرت می ارزد ؟؟؟ قضاوت با شما تصمیم گیرندگان ما مردان سیاست خارجی ما در ساختمان های سعدآباد ؛ سردرباغ ملی و بهارستان هستند مردان سیاست خارجی ایران زمین ؛ کردن خود در صفحات تاریخ تلاش می کند و غفلت و خواب وجودمان را فرا می گیرد و زمانی که تاریخ را پی می گیریم و در افکارمان به آهستگی پنهان می شویم و آن هنگام که هیچ گاه از کمین گاهی که خود برای قفس تاریک مان ساخته ایم خارج نمی شویم احساس می کنیم که هیچ نداریم . رخوتی که خودمان شالوده ی آن را بنیان نهاده ایم ما را در ژرفای تاریکی فرو می برد . نام خود را چه نهاده ایم ؟ دانشجو ؟؟؟ مگر نه اینکه آینده در دستان ماست ؟ اما کدام آینده ؟ آینده ای که خودمان با غفلت ناگریزمان پای در جاده ایی خاکی از جنس بی دانشی و بی آگاهی ساخته ایم ؟ این آینده ی تاریک به کار ما نیاید جز افسوس خوردن در سالیان نزدیک آینده ... دست هایمان را بالا بزنیم و شتابان اما تداوم گرانه به یاری دانش تشنه ی وجودمان برویم . مگر نه اینکه بزرگانمان به ما آموخته اند که علم صلاح من و توست ؟ اما چه سود؟؟ چه سود سلاحی که خالی از باروت باشد و تنها قوت قلب این سلاح " باروت نرم دار و آب خورده ای است که هیچ گاه قدرت دفاع از سرزمین وجودمان را ندارد . اندکی بیاندیشیم ... اندکی سختی اندکی مشقت " اندکی استوار بودن برایمان آینده ایی نیک را به ارمغان خواهد آورد . نه تنها برای ما بلکه برای تو و برای او و برای سرزمین مان . علم پایگاه قد علم کردن افراد آینده ساز است . مگر نه اینکه خون آریایی در رگ های ما جاری ست ؟ چشمانت را باز کن ... آری ... با تو هستم ای ایرانی ... ای مردان سرزمین آریایی ... چشمانت را باز کن ... و به من نیز بیاموز تا چشمانم را باز کنم ! آینده از آن توست ... حریص باش ... حریص بودن لازمه بقاء من و توست ... حرص نسبت به علم و عشق به آموزش آن ... من آرام و آهسته تو را صدا می زنم ... اما تو نیز مرا صدا بزن ... مرا با صدایی بلند و به ژرفای فریاد صدا بزن تا من نیز از خواب برخیزم ! من نمی دانم تو کدام راه را برای آرمان های خود انتخاب نموده ای !؟! اما بدان که راه تو آینده را می سازد . ای دانشجویی که سوگند یاد نمودی استوارانه سیاست را بیاموزی ! تو خود آهسته آمدی در مکتب عشق ... اما تو را سوگند می دهم " و به تو یاد آوری می کنم سوگندی که به نام علم بر زبان آوردی " بر سوگند خود پایدار باش و خود را آماده ی نبرد با جهل و نادانی کن ... راه سختی در پیش داری ... نه ... راه سختی در پیش داریم ! من آماده ام ... تو نیز آماده باش ... زمان در گذر است ... بشتابیم ... تنها بشتابیم ... آمدنم بهانه ای می خواست تا راه و مسیر جدیدی را که خواهان پای گذاشتن به آن هستم را برای خود توجیه نمایم . توجیهی که تا خودم را قانع کنم که پای بر راه مسیر طی شده در آستانه ی رهگزران مکتب دانشگاه بگذارم . راهی که آمدنش شاید آسان باشد اما ماندگاری اش راهی را بر نمی تابد جز عزم و اراده . باید خود را بشناسم . نه ... باید خود را بهتر بشناسم ... آغاز راه هستم . آغازی که سر آغازش چشم ها را باز کردن است ! چشمی که دستانم را قدرت می دهد تا نگاهی که در پس او فریاد است پنهان نشود . آری ... من آمدم ! آمدم تا پای بندی خود را به آیین علم " به خود ثابت نمایم . من هم اکنون همچون سایه ی لرزان پاره ابری رهگذر بر سینه ی تافته ی غربت این کویر افتاده ام و می نگرم تا در زیر این آسمان " کسی هست که بار سنگینی را که بر دوش های خسته و فرتوت این کلمات نهاده ام و بر پشت زمین روانه کرده ام " برگیرد ؟ بار سنگین بر دوش من چیزی نیست جز حقیقت. پس من می نویسم ... زیرا کسی به من آموخت که : قلم زبان خداست " قلم امانت آدم است قلم ودیعه عشق است هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است ! پس من می نویسم ...
دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


