* دریچه سیاست *
......> با پرچم اسلام بر افراط بتازیم <......
کردن خود در صفحات تاریخ تلاش می کند و غفلت و خواب وجودمان را فرا می گیرد و زمانی که تاریخ را پی می گیریم و در افکارمان به آهستگی پنهان می شویم و آن هنگام که هیچ گاه از کمین گاهی که خود برای قفس تاریک مان ساخته ایم خارج نمی شویم احساس می کنیم که هیچ نداریم . رخوتی که خودمان شالوده ی آن را بنیان نهاده ایم ما را در ژرفای تاریکی فرو می برد . نام خود را چه نهاده ایم ؟ دانشجو ؟؟؟ مگر نه اینکه آینده در دستان ماست ؟ اما کدام آینده ؟ آینده ای که خودمان با غفلت ناگریزمان پای در جاده ایی خاکی از جنس بی دانشی و بی آگاهی ساخته ایم ؟ این آینده ی تاریک به کار ما نیاید جز افسوس خوردن در سالیان نزدیک آینده ... دست هایمان را بالا بزنیم و شتابان اما تداوم گرانه به یاری دانش تشنه ی وجودمان برویم . مگر نه اینکه بزرگانمان به ما آموخته اند که علم صلاح من و توست ؟ اما چه سود؟؟ چه سود سلاحی که خالی از باروت باشد و تنها قوت قلب این سلاح " باروت نرم دار و آب خورده ای است که هیچ گاه قدرت دفاع از سرزمین وجودمان را ندارد . اندکی بیاندیشیم ... اندکی سختی اندکی مشقت " اندکی استوار بودن برایمان آینده ایی نیک را به ارمغان خواهد آورد . نه تنها برای ما بلکه برای تو و برای او و برای سرزمین مان . علم پایگاه قد علم کردن افراد آینده ساز است . مگر نه اینکه خون آریایی در رگ های ما جاری ست ؟ چشمانت را باز کن ... آری ... با تو هستم ای ایرانی ... ای مردان سرزمین آریایی ... چشمانت را باز کن ... و به من نیز بیاموز تا چشمانم را باز کنم ! آینده از آن توست ... حریص باش ... حریص بودن لازمه بقاء من و توست ... حرص نسبت به علم و عشق به آموزش آن ... من آرام و آهسته تو را صدا می زنم ... اما تو نیز مرا صدا بزن ... مرا با صدایی بلند و به ژرفای فریاد صدا بزن تا من نیز از خواب برخیزم ! من نمی دانم تو کدام راه را برای آرمان های خود انتخاب نموده ای !؟! اما بدان که راه تو آینده را می سازد . ای دانشجویی که سوگند یاد نمودی استوارانه سیاست را بیاموزی ! تو خود آهسته آمدی در مکتب عشق ... اما تو را سوگند می دهم " و به تو یاد آوری می کنم سوگندی که به نام علم بر زبان آوردی " بر سوگند خود پایدار باش و خود را آماده ی نبرد با جهل و نادانی کن ... راه سختی در پیش داری ... نه ... راه سختی در پیش داریم ! من آماده ام ... تو نیز آماده باش ... زمان در گذر است ... بشتابیم ... تنها بشتابیم ...
| Design By : Night Skin |

